محمد ماهان محمد ماهان ، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

ماه زندگی ما

پارک

1392/7/2 0:55
نویسنده : مامان عاطفه
209 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقت تصمیم داشتم با کالسکه به پارک ببرمت ... آخه پارک دیوار به دیوار خونه ماست ولی من حسابی تنبلی میکردم ... بلاخره دیروز عصر که یاسمن هم پیش ما بود با هم همت کردیم و راهی پارک بغل شدیم..

اولش که گذاشتمت توی کالسکه کلی گریه کردی و لبات و برچیدی و بغض کردی ... بعد که رسیدیم پارک و درخت ها و بچه ها و همه فضا رو دیدی انگار خوشت اومد که راهت می برند و تو هم نظاره میکنی ... خلاصه چند تا دور که زدیم و شما کلی دید زدی و یاسمن هم کلی از سواری دادن تو لذت برد خیلی راحت به خواب رفتی .. اونقدر خوابت عمیق بود که وقتی خونه رسیدیم و روی تخت گذاشتمت بازم به خوابت ادامه دادی ..

 

بعد کلی گریه و بغض کردن تازه تصمیم گرفتی و بیرون نگاه کنی افسوس

خیلی جدی فضای پارک و برانداز میکردی الهی فدات شم که اینقدر برات عجیب بوداز خود راضی

همش متعجب بودی و جدی !

در آخر هم خوابت گرفته بود هوا هم خنک شده بود ..

در این عصر قشنگ شما سه ماه و 14 روزه بودی ..قربون شما گل پسر برم که همه چیز با تو برام پر از هیجانه ..دوست دارم مرد کوچولوی مامانقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

محبوبه
2 مهر 92 7:30
گل پسر با خواهر گلي حسابي خوش گذرونديا هميشه به گردش باشي گلم يه عالم بوسسسسسسسسسسسسس


مرسی مامان محبوبه جوووووووووونم
خاله آذر
2 مهر 92 12:16
پسمل گلم ايشاله هميشه به گردش بري و بهت خوش بگذره خيلي قيافت جالب ميشه وقتي كه اخم ميكني و ژست جدي بودن به خودت ميگيري


کلا من تازگیها تو فیافه ام خاله جون
آنیتا
3 مهر 92 10:00
الهی قربونت برم اصلا اخم کردن بهت نمیاد عزیزه دلم
مامان حمیدرضا
3 مهر 92 12:26
خاله جون باگه دوست داشتی منو جز دوستای محمد جون لینک کنید


عزیزم آدرس وب رو برام بزار روش کلیلک میکنم باز نمی شه ... آدرس دقیق مرسی
خاطره مامان بردیا
5 مهر 92 12:43
جون دلمممممم. فدات شم که رفتی پارک خاله